ملك شاه حسين بن ملك غياث الدين / محمد بن شاه محمود سيستانى
مقدمهء مصحح 27
احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى )
كشته شد . سيد اجل مدقق محقق ، امير ضياء الدين محمد سيد طباطبائى زوارهاى ، پرتو التفات بر سيستان انداخت و ملك شاه حسين مدت هزار روز نزد او صرف و نحو و منطق خواند « 1 » و با مولانا دوست محمد فتوحى كه شاگرد مولانا عبد اللطيف پدر مولانا عبد المؤمن صلحى بود شريك درس و بحث شد و نزد او مشق خط مىكرد . مولانا فتوحى كه خود طبع شعر داشت ، ملك شاه حسين را به گفتن اشعار تشويق و ترغيب مىكرد . شبى در مجلس ملك محمد - برادر بزرگ خود - اين رباعى را بالبداهه ساخت : از آه به سينه شعله اندوختهايم * ز آن شعله متاع عافيت سوختهايم نه بيم ز دوزخ نه تمناى بهشت * از هرچه جز اوست ديده بردوختهايم در اين هنگام مولانا ولى دشت بياضى به سيستان آمد و ملك شاه حسين در نشست و برخاست با او « به خواندن فاتحه و رخصت ترتيب نظم به گفتن بديهه دلير شد . » چون ملك غياث الدين محمد - پدر ملك شاه حسين - بعد از فوت ملك حيدر به تربيت فرزندش - ملك نجم الدين محمود - پرداخته بود ، ملك نجم الدين محمود هم به حال ملك شاه حسين پرداخت و اسبدوانى و تيراندازى و ديگر كارها كه لازمهء سپاهيان بود به دو آموخت . بعضى اوقات كه محفل او از اكابر علما و فضلا و شعرا مشحون بود ، ملك شاه حسين را بدان محفل طلب مىكرد و رخصت نوشتن و خواندن شعر مىداد . « 2 » ملك شاه حسين به آنچه خوانده بود ، قناعت نكرد و دامنهء مطالعات خود را وسعت داد و به حكمت و فلسفه پرداخت . رسائلى دربارهء غرض از وضع فلسفه و ترتيب آن و اثبات محرك اولى و رسالهاى دربارهء نفس و اتحاد عاقل و معقول از ابو سليمان سجزى مطالعه كرد . « 3 » از كتاب مجسطى نسخهاى به خط خواجه نصير الدين محمد طوسى در دست داشته و آن را مطالعه كرده است . « 4 » گذشته از زبان فارسى و عربى به زبان پهلوى نيز آشنائى داشته است و خود در اينباره چنين مىنويسد « چون ناظم مناظم تاريخ عجم - فردوسى طوسى عليه الرحمه - اعتقادى به قصهء كوك ندارد ، احوال او در شاهنامه نوشته نشده . ليكن اين قصه در سيستان مشهورست و نسخهاى به زبان فرس و پهلوى در اين باب مطالعه شده ، از نقل آن ناگزير است . » « 5 » ملك شاه حسين كار مطالعه و مداقهء در ادب فارسى را به جائى رسانيده كه به مقابلهء ديوان انورى كه يكى از مشكلترين متون نظم فارسى است مشغول بوده است . « 6 » نامبرده پس از تسلط به علوم و فنون زمان خود ، به كار تأليف و تصنيف پرداخته و آثارى منثور و منظوم از خود به يادگار گذاشته است كه ما بعدا به شرح آنها خواهيم پرداخت .
--> ( 1 ) - مير ضياء الدين محمد سيد طباطبائى زوارهاى كه مردى فاضل بود و استاد بنده [ - ملك شاه حسين ] بود ( احياء الملوك ص 289 ) ( 2 ) - احياء الملوك ص 456 . ( 3 ) - همين كتاب ص 6 و 7 . ( 4 ) - همين كتاب ص 45 . ( 5 ) - همين كتاب ص 26 . ( 6 ) - همين كتاب ص 330 .